داستان از دوستی والفت خلفای راشدین
روزی داماد حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) یعنی حضرت علی (رض) مریض شد ودرمنزلش بستری بسر می برد.
حضرت ابوبکر صدیق (پدرزن رسول اکرم ص)،حضرت عمر(داماد حضرت علی) و حضرت عثمان(داماد رسول اکرم ص) باهم به عیادت حضرت علی رفتند.
حضرت علی باخوشحالی برای پذیرایی از مهمان هاخانه اش را گشت،اندکی بعد عسل خوشمزه ای که درون جام سفید رنگ وزیبایی بود را جلوی مهمان ها گذاشت تا میل کنند. وقتی که مهمان ها خواستند شروع به خوردن کنند، ابوبکر صدیق تارمویی را درون عسل دید؛ فرمود: دست نگهدارید،بیایید قبل از خوردن جمله ای از این جام سفید زیبا - عسل و تارمو هرکدام جمله ای بگوییم.
مهمان ها قبول کردند و گفتند یا ابوبکر تو بزرگتری و اول تو جمله ات را شروع کن. و تک تک این چنین جمله سازی کردند:
حضرت ابوبکرصدیق فرمود:اسلام سفیدتر از این جام و ایمانش شیرین تر از عسل ، شریعت اش باریکتر از تارموست.
بعد حضرت عمر فاروق فرمود:بهشت مثل جامی که درونش ازعسل شیرین تر و پل صراط باریکتر از تار موست.
سپس حضرت عثمان ذی النورین فرمود: قرآن زیباتر از این جام و تلاوتش شیرین تر از عسل و تفسیرش باریکتر از تارموست.
وحضرت علی هم فرمود: چهره ی مهمان ها زیباتر و سفیدتر از این جام، سخنانشان شیرین تر از عسل و دل هایشان باریکتر از تارموست.
خلفای راشدین همچنانکه با هم فامیل بودند ،دوستان خوبی برای هم بودند.
سلام