شخصي حضرت مقداد (رض) (يکي ازصحابه رسول اکرم (ص)) را درخواب ديد.شخص به حضرت مقداد(رض)عرض کرد:اي مقداد خوشبحالت که درزمان پيامبر اکرم(ص)مي زيستي و ازنزديک اورا مي ديدي ولي حيف که مادراين زمان بدنيا آمديم و از ديدن رسول اکرم(ص)محروم مانديم.

حضرت مقداد(رض)به اوفرمود:

درزمان ماخيلي ها بودند که مسلمان نشدند،بامسلمانان دشمن بودند،باحالت کفرازدنيا رفتندومستقيماجهنمي شدند،افرادي بودندمسلمان اما پدرش،مادرش،برادرش وديگراعضاي خانواده ش کافربودندوجهنمي شدند.توازکجا ميداني که اگر درزمان ما بودي ومسلمان بدنيا نيامده بودي شايدازگروه کافران مي شدي و توهم مثل آنان هم اکنون جهنمي بودي،خوشبحالت که مسلمان بدنيا آمدي وبعداز بدنياآمدنت برگوش تواذان خوانده شدواولين چيزي که شنيدي «الله اکبر» بودولي اولين شنيده ما اين نبود.خوشبحالت که مسلمان بدنيا آمدي وپدرومادرت وبقيه خانواده ات مسلمان هستندولي درزمان مابعضي اصحاب ازخانواده اش تنها خودشان مسلمان بودندوآرزوداشتند که خانواده اش هم مسلمان بشوند.خوشبحالت که مسلمان بدنيا آمدي ودرسرزمين مسلمانان زندگي مي کني ولي درزمان ما،اصحاب ازدست مشرکان درعذاب بودند وراحت نمي توانستيم زندگي بکنيم.خوشا بحالت که مسلمان بدنيا آمدي.