حکایت امانتداري پیامبراکرم(ص) و چوپان
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ
وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خدا و پيامبر او خيانت مكنيد و [نيز] در امانتهاى
خود خيانت نورزيد و خود مىدانيد [كه نبايد خيانت كرد]
چوپان سياهپوست كه با گله اي گوسفند واردشهرشده بود متوجه شد كه مردم براي آماده شدن به اين طرف و اون طرف مي روند همه شمشيرهايشان را آماده مي كنند.چوپان ازيكي پرسيد چه خبرشده؟پاسخ داد سرداري به نام محمد(ص) كه خود را پيامبر خدا مي داند با لشكرش به شهر نزديك شده وما آماده جنگ وكشتن اوهستيم. چوپان كنجكاو شد و خواست آن مردي كه خودرا پيامبرمي نامد را ببيند.آرام ويواش گله هايش را به بهانه چرا به بيرون ازشهرش خيبرهدايت كرد. و آرام آرام گوسفندهايش را به لشكر مسلمانان نزديك كرد.ازيكي از مسلمانان پرسيد فرمانده شما كيست؟پاسخ داد محمد(ص). چوپان پرسيد او كجاست؟ مسلمان جواب داد: درآن چادر.
چوپان سياه پوست تعجب كرد! با خود گفت:چطور يك سردار وپادشاه در خيمه اي به آن سادگي باشد چرا خودش به جنگ آماده همه ي پادشاهان خودشان درقصرمي مانند وسربازانش را به جنگ مي فرستند.او باور نكرد وازچند سرباز ديگرهم همين سوال را كرد وآنهاهم همين جواب را دادند،واگر كاري داشته باشي مي تواني به چادرش بروي. به چادرپادشاه رفت وبااجازه وقتي كه داخل شد،مرد درون قصربه گرمي ازاواستقبال كرد. چوپان پرسيد:محمدكه خود راپيامبرمي داند كيست؟ او جواب داد من هستم.چوپان درباره اسلام پرسيد و پيامبر هم جواب دادوبدين طريق مسلمان شد چوپان سپس پرسيد چرا در اينجا ودرچنين چادرهستي؟پادشاه جواب داد:چون همه ما با هم برادريم وبرابروهركس باتقواترنزدخداعزيزتر.چوپان سياه پوست تعجب كرد يعني شما برادريد پادشاه گفت: بلي وتو هم كه مسلمان هستي برادرمن هستي. چوپان سياه پوست تعجب كرد وگفت:من كه تابحال در عمرم كسي به من برادرنگفته بود.سلطان گفت:برادرمن وبرادراون مسلماناني كه بيرون اند هستي. چوپان گفت حالا كه مسلمان شدم چرا كنم .پيامبراكرم(ص)گفت:بايدغسل كني وپاك شوي.رسول اكرم(ص)پرسيد:اون گله ي گوسفند مال چه كسي است؟چوپان گفت:مال يهوديان خيبر.
محمد(ص)فرمود:
پس ابتدا اون گله ي گوسفند را به صاحبانشان برگردان.
چوپان خيلي متعجب شدوگفت:يامحمد(ص) آنها دشمنان توهستند وبه خون توتشنه اند والان كه جنگ است دراين گيرودار به جاي اينكه بگويي خوب چيزي ازدشمن را برايمان آورد،ميفرمايي گوسفندهايشان را برگردانم؟!!!
رسول اكرم(ص)فرمود:
آري.اگردشمن هم باشد نبايد درامانت خيانت كرد و خيانت در امانت بزرگترين گناه است.
شما كدام پادشاه را ديد كه در چنين مواقعي اين حرفها را بگويد. و دستوري كه محمد(ص) به چوپان داد امانتداري بود . متاسفانه خيلي هستند در امانتداري به نزديكترين دوستان خودشان خيانت مي كنند و آخرت خود را به خطرمي اندازند.
سلام