مَن شغله ذکری عن مسألتی أعطیتُه أفضل ما أُعطِی السائلین

{کسی که یاد من او را از درخواست باز دارد،به او از آ نچه به سائلین می دهم بیشتر خواهم داد}

و عزّتی لا أجمعُ علی عبدی خَوفَین وأمنَین اذا خافَنی فی الدنیا آمَنتُه یومَ القیامه واذا أمِنَنِی فی الدنیا أخَفتُهُ یوم القیامه

{ قسم به عزتم که در بنده ام دو ترس و دو امنیت را جمع نخواهم کرد، اگر در دنیا از من بترسد روز قیامت او را ایمن خواهم کرد واگر در دنیا ایمن باشد روز قیامت او را خواهم  ترساند.}

مَن عادَی لِی ولیْاً فّقّد آذَنتُه بالحرب

{ هرکسی با دوست من دشمنی ورزد،پس همانا من با او اعلان جنگ می کنم }

لا یزالُ عبدی یَتَقَرّب الیّ بالنوافل حتَّی آُحبّه فاذا أحبَبتُه کنتُ سَمعه وبصره

{ ثابت است که بنده ی من(پس از فارئض )  با نوافل به من نزدیک می شود که او را دوست بدارم.پس وقتی او را دوست داشتم  به منزله ی چشم و گوش او خواهم بود }

منابع: تفسیر آلوسی-روح البیان