هر واقعه و تحولی که منشاء خیر و سعادت برای جهان باشد، او لطف، رحمت و نعمت ویژه الهی برای بشریت بوده، که باید بشر آنرا پاس دارد، شکر آنرا داء نماید، در آن تدبر و تفکر نموده و به سبب آن تحول در زندگی خویش بوجود آورد. در این راستا از میلاد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و سلم) که در واقع میلاد حق و تولد دوباره بشر بود، تاریخ واقعه با سعادت تر و بزرگتر را در خود ثبت نکرده است، بناءً مسلمانان جهت پاسداری و شکر این نعمت و منت بزرگ الهی در این ایام در سراسر جهان اسلام، محافل برگذاری می نمایند و صدقات را به دربار الهی تقدیم می کنند و با تجلیل از این روز خجسته و یادآوری و شکرگذاری این نعمت بیکران الهی و تامل در آن می کوشند که نابسامانیهای زندگی دینی و معنوی خویش را سامان بخشند و از فیض و برکت این واقعه بزرگ، بیداری و تحول در خود بوجود آورند.

 

اما متاسفانه کسانی پیدا می شوند که این روش و عملکرد مسلمانان جهان را به باد انتقاد می گیرند و ادعا می کنند که این عمل در زمان صحابه و پیامبر (ص) وجود نداشته پس بدعت می باشد و این حدیث شریف (کل بدعة ضلاله) را طوری بیان می کنند که گویا در جهان اسلام، این حدیث شریف را فقط آنها شنیده اند در حالیکه این حدیث شریف نصب العین زندگی هر مسلمان است. در این نوشتار به طور فشرده اولاً پاسخ الزامی و ثانیاً پاسخ تحقیقی این دستاویز و استدلال و سپس نتیجه بحث، به خدمت عزیزان ارائه می گردد تا که حقیقت را بیشتر درک کنند و مسیر و اندیشه خود را بدانند و از تشویش و اضطراب محفوظ شوند.

پاسخ الزامی اینکه: آیا در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و صحابه کرام (رض) تنها محافل میلاد برگذار نمی گردید و دیگر محافل دینی امروزی مانند محافل فارغ التحصیلی و دستاربندی محافل فراغت از حفظ قرآن کریم، مسابقه ها و محافل سیرت النبی (ص)، هفته هایی تحت عنوان های مختلف دینی، کنفرانس های دینی و غیره، برگذار می شده است؛ واضح است و همه اعتراف نیز دارند که این محافل دینی دیگر نیز در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و صحابه برگذار نمی شده است. جالب است که بیشتر این محافل را کسانی برگزار می کنند که به محافل میلاد بر چسب بدعت می زنند، حالا سوال اینجاست که وقتیکه تمام این محافل دینی در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و صحابه کرام برگذار نمی گردیده پس چرا فقط محفل میلاد بدعت باشد و محافل دینی دیگر که آنها برگذار می کنند بدعت نباشد؟ هر پاسخی که در مورد محافل دینی دیگر باشد همان پاسخ در مورد محافل میلاد نیز می باشد.

پاسخ تحقیقی اینکه: در حدیث شریف ذکر گردیده (من احدث فی امرنا هذا ما لیس منه فهو رد). ترجمه: کسیکه چیزی جدید در این کار ما یعنی دین اضافه کند پس آن مردود است. و در حدیث دیگر مذکور است که (کل بدعة ضلاله) ترجمه: هر بدعت و نوآوری گمراهی است. برخی با مطالعه این احادیث، بدون تحقیق و فهم درست معنی آنها، به هر چیز نو و جدید که موافق طبیعت شان نبود می گویند که این در زمانه پیامبر و صحابه نبوده و بناء به این احادیث آنرا بدعت می گویند در حالیکه مفهوم این احادیث مطلق نیست که هر چیز نو و جدید گمراهی و بدعت باشد اگر چنین می بود پس زندگی در  این عصر مشکل بود زیرا که همه چیز نو و جدید است بلکه مفهوم و معنی این احادیث مقید است و خودشان نیز به مقید بودن این احادیث اعتراف دارند، و قید اینست که هر چیز جدید که در دین اضافه شود بدعت و مردود است و این قید در خود الفاظ حدیث تصریح شده یعنی (فی امرنا هذا) که اشاره به اینست که در دین چیزی جدید اضافه شود. بناءً زمانی امر جدید بدعت گفته می شود که شرایط ذیل در آن وجود داشته باشد:

۱-    آنرا بعنوان یک امر عبادی و فقهی مانند سنت، واجب و فرض اعتقاد کنند.

۲-    با کدام اصل و نص شرعی در تضاد باشد.

هر عمل جدید که هر یک از این دو صفت را داشت یعنی با نصوص شرعی در تضاد بود و یا آنرا مردم بعنوان عمل عبادی و فقهی انجام میدادند، آنگاه آن عمل اضافه در دین و بدعت گفته می شود.

برای تفصیل بیشتر باید گفت که دو دایره وجود دارد:

۱-    دایره عبادات

۲-    دایره عادات، ابزار و وسایل

در دایره عبادات و احکام فقهی هیچ کس اجازه ندارد که چیزی جدید داخل نماید هر چیزی جدید که در این دایره داخل کرده شود اضافه در دین بوده و بدعت می باشد. ولی اصل در دایره عادات و ابزار اباحت است یعنی هر عادت و ابزار و وسایل جدید تا وقتیکه با نصوص شرعی در تضاد نباشد، جواز دارد و بدعت نیست و نیازی هم وجود ندارد که بگوئیم آیا این امر در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و صحابه کرام وجود داشته و یا خیر؟

زیرا که از دایره عبادات و احکام شرعی نیست. مانند محافل دستاربندی و فارغ التحصیلی، مسابقه های سیرت و دیگر محافل دینی و هم چنین مدارس اسلامی که هیچ یک اینها در زمان صحابه و پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نبوده و جدیداً اختراع و ایجاد گردیده است اینها در دایره عبادات و احکام فقهی ایجاد و اضافه نشده است بلکه این چیزها جهت حراست و رساندن دین و نشر و پخش آن و بیداری اسلامی ایجاد گردیده است که در دایره عادات و ابزار داخل بوده و هیچگونه بدعت و نوآوری در دین تلقی نمی شود. در دایره عبادات نیز دو نوع عبادت وجود دارد: یک نوع عبادات است که شریعت اسلام اصل آنرا وضع نموده و صورت، زمان و روش ادای آنرا نیز به طور دقیق و مشخص تعیین نموده است مانند: نماز، روزه، زکات، حج و غیره.

نوع دیگر عبادات است که شریعت مطهر اسلام اصل آنرا وضع نموده و انجام دادن آنرا امر کرده است ولی صورت و روش انجام دادن آنرا مشخص و تعیین نکرده است تا که سهولت برای مردم بوده و طبق شرایط و ظروف هر زمانه، از وسایل و ابزار جایز جهت انجام آن عبادات، استفاده نمایند. مانند: تعلیم و تعلم و طلب علم، جهاد، تزکیه، ذکر، شکر نعمت و غیره در روش انجام دادن نوع اول عبادات،‌ اگر کسی از نزد خود، اندک ترین تغییر و نوآوری داشته باشد، قطعاً گمراهی و بدعت است.

ولی در روش و نحوه انجام دادن نوع دوم عبادات، اگر از روش های جدید و مختلف استفاده شود، به شرطیکه به آن روش ها حکم فقهی ندهد و با نصوص شرع مخالف نباشند، هیچ مشکلی نیست و بدعت نمی باشد. مثلاً طلب علم عبادت مهم است که شریعت اسلام بر ما فرض گردانیده است ولی روش طلب و حصول علم را، برای ما مشخص و تعیین نکرده و ما را مقید نفرموده که باید به فلان زمان و فلان روش، شما علم بیاموزید.

پس هر کس طبق شرایط و حالات، جهت ادای این عبادت روش را انتخاب می کند، کسی مدرسه تاسیس می کند و نظام خاص در آن ایجاد می کند، دیگری برنامه خود را طوری دیگر تنظیم می کند و طالبین علم را به آن مقید می سازد، کسی دیگری وقتی مشخص مثلاً ده بجه روز را برای طلب علم تعیین می کند و به آن مقید می شود و صدها روش دیگر که ما و شما مشاهده می کنیم واضح است و همه می دانیم که این روش ها در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و صحابه کرام وجود نداشته است و کاملاً نوآوری و جدید می باشد و حتی سالانه تغییر می کند حالا کسی حق ندارد که بگوید این روش ها بدعت است و باید شما طبق همان روش که صحابه کرام علم آموختند، علم بیاموزید زیرا که شریعت ما را در این راستا مقید نفرموده و روش مشخص به ما تجویز نفرموده است، پس همه روش ها درست است با در نظر داشتن شرایط که قبلاً بیان شد، همچنین ذکر عبادت است که شریعت اسلام به اصل آن امر و تاکید کرده است ولی برای ادای آن روش، زمان، شرایط و قیود مانند نماز وضع نکرده است.

پس هر کس با روش خاص ذکر می کند و آنرا مناسب تر با شرایط و اوضاع خویش می بیند و شرایط گذشته که برای روشها لازم بود را کاملاً رعایت می کند حالا کسی حق ندارد برایش بگوید که آیا در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و صحابه کرام به همین روش مشخص ذکر می شده است و تو باید به عین روش صحابه کرام ذکر نمائی و هیچ روش دیگری انتخاب نکنی، در واقع همین سخن اضافه در دین و بدعت می باشد زیرا که شریعت روش های ادای این عبادت را برای ما تعیین و مشخص نکرده و ما را به آن مقید نفرموده است ولی این شخص می خواهد که از نزد خود آنها را محدود کند. همچنین جهاد، عبادت است که شریعت آنرا مامور گردانیده است ولی روش آنرا مشخص و محدود نکرده است، پس درست نیست که کسی بگوید باید ما به عین روش صحابه کرام و وسایل آنها جهاد کنیم و از روش ها و وسایل امروزی بپرهیزیم زیرا که شریعت ما را به روشی مقید نساخته، بلکه مناسب به هر زمانه برنامه ریزی کنیم و با در نظر داشت دو شرطیکه قبلاً بیان شد، آنها را اجراء کنیم.

همچنین شکر نعمت های الهی، عبادت است که الله تعالی در آیات متعدد ما را به آن امر نموده است ولی برای ادای آن روش مشخص و محدود وضع نکرده است، بناءً کسی می خواهد به روش صدقه و خیرات دادن ادای شکر نعمت ها را نماید، دیگری به یادآوری و قدردانی آنها، دیگری به استعمال صحیح آنها هر کس با روش که با شرایط خویش موافق می بیند کوشش می کند که شکر نعمت های الهی را بنماید،‌ حالا کسی حق ندارد بگوید که آیا این روش که تو برای شکر نعمت انتخاب نمودی را صحابه کرام انجام داده اند؟ زیرا که ما در روش انجام این عبادت مقید نیستیم بلکه طبق ظروف و حالات زمانه، روش اختیار شود و شرایطی که قبلاً بیان شد در آن رعایت شود پس هیچگونه بدعت در این و روش ها تا وقتیکه با دو شرط گذشته متصف باشند نیست و اگر کسی بخواهد در این راستا خود و یا دیگران را به روش خاصی مقید سازد، این بدعت می شود و از نزد خود شریعت ساختن محسوب میشود. حالا می آئیم به اصل مطلب که همانا محافل میلاد است و آنها را با این موازین می سنجیم، وقتیکه دقت کنیم می بینیم که مردم این محافل را به عنوان یک امر عبادی مشخص برگذار نمی کنند بلکه در عقب برگذاری این محافل دو دیدگاه حاکم است:

۱-    بیداری جامعه و استفاده از این فرصت جهت نشر و پخش بیشتر دین

۲-    شکر این نعمت بزرگ الهی

اگر از بُعد دیدگاه اول به این محافل نگاه کنیم که مردم این محافل را جهت بیداری اسلامی برگذار می کنند و می خواهند که از این فرصت که قلوب جامعه به تاثیرپذیری نزدیکتر است، استفاده بیشتر جهت نشر و پخش دین و سیرت رسول الله (صلی الله علیه و سلم) نمایند، پس این محافل در دایره عادات و ابزار و وسایل داخل بوده و مانند محافل دیگر دینی که در زمان ها و مناسبت های معین جهت نشر و پخش دین برگذار می شود می باشد و یک تلاش و فعالیت در راستای بازگشت کامل جامعه به سیرت رسول الله (صلی الله علیه و سلم) می باشد، نعوذباالله چه کسی می تواند بگوید که این موارد واهداف بدعت است، نه تنها که اینها بدعت نیستند بلکه از جمله نیازها و ضروریات اولی جامعه امروزی محسوب می شوند.

اگر از منظر دیدگاه دوم به این محافل نظر کنیم می بینیم که مردم با قلب های مملو از محبت و شوق و اخلاص، با تقدیم صدقات و خیرات و برگذاری اجتماعات و محافل، از این واقعه بزرگ و انسان ساز یادآوری می کنند و شکر این نعمت عظیم الهی را اداء می نمایند، دور هم جمع می شوند و با یادآوری این واقعه سعادت بخش می خواهند از الله تعالی تشکر نمایند که چه منت بر ما نهاد و ما را امت چه پیامبر عظیم الشانی گردانید و چه پیامبر به سوی ما فرستاد و دعا می کنند که الله تعالی به برکت این واقعه و این لطف و عنایت خویش، زندگی امروزی ما را نیز به همان هدفی که این واقعه بوجود آمده، عیار سازد و با این روش ها شکر این نعمت نهایت عظیم الهی را می نمایند.

نعوذباالله چه کسی می تواند بگوید که شکر نعمت های الهی و یادآوری آنها به ویژه چنین نعمتی بدعت است! آیا شکر نعمت بدعت است؟ آیا زمان و روش مشخص و محدود را شریعت برای شکر نعمت تعیین کرده است که غیر آن بدعت باشد؟

واضح است چنانچه قبلاً بیان شد که انسان به هر زمان و به هر روش جایز که نعمت های الهی را شکر نماید نه تنها که بدعت نیست بلکه امر مطلوب بوده که شریعت ما را به آن امر کرده است و در شکر نعمت های الهی، علاوه به اجرای امر الله تعالی، هزاران حکمت دیگر نهفته است به ویژه در چنین نعمتی که از همه بزرگتر است و شکرگذاری و یادآوری آن سبب ازدیاد فیوضات و برکات این نعمت بر ما بوده و فراموشی آن سبب صدها خسارت و زیان و محرومی از برکات این نعمت می باشد.

نتیجه

بناء به حقایق فوق نه تنها که در محافل میلاد هیچگونه اشکال وجود ندارد بلکه یکی از ارزشهای دینی و اسلامی بوده که باید مسلمانان اهمیت و جایگاه آنرا درست بدانند و از این فرصت برای ابراز عشق و محبت و الگوپذیری از سیره پربار آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) استفاده نموده و از فیوضات و برکات آن بهره مند گردیده و شکر این نعمت بزرگ الهی را بنمایند. از این جهت علمای جهان اسلام به جواز و ضرورت این محافل فتوی داده اند و کسانیکه منع نمودند و یا از عدم فهم شان از حقایق دینی نشات گرفته و یا جهت ایجاد اختلاف بین مسلمانان چنین سخنان را پخش می کنند؛ در اینجا به قول معروف (مشت نمونه خروار) به ذکر چند مورد از فتاوی علمای کرام اکتفاء می کنیم:

ابن الحاج محمد بن محمد ابوعبدالله المالکی (متوفای ۷۳۷) در کتاب خود ((مدخل الشرع الشریف) می نویسد: پیامبر (صلی الله علیه و سلم) به فضیلت این ماه بزرگ اشاره فرموده اند و در پاسخ مردی که درباره روزه روز دوشنبه از ایشان سوال کرد، فرمودند: (ذالک یوم ولدت و فیه) یعنی آن روز، روزی است که من در آن به دنیا آمده ام، لذا احترام این روز متضمن احترام ماهی است که ایشان در آن بدنیا آمده اند، پس زیبنده است که این ماه را احترام شایسته کنیم و همانطور که خداوند ماههای پر فضیلت را برتری داده است، ما هم این ماه را بزرگ بداریم.

علامه جلال الدین سیوطی در الحاوی للفتاوی از شیخ الاسلام ابن حجر عسقلانی (رح) چنین نقل قول می کند که ایشان فرمودند: (بر من آشکار گشت تا بر اساس حدیثی در صحیحین مولود را بر اصل ثابتی تخریج کنم و آن حدیث چنین است: رسول الله (صلی الله علیه و سلم) وارد مدینه شدند و مشاهده کردند که یهود در روز عاشوراء روزه می گیرند، در این باره از آنها سوال شد، گفتند: این روزی است که خداوند موسی و بنی اسرائیل را بر فرعون پیروز گرداند، لذا ما بخاطر بزرگداشت آن روز، روزه می گیریم.

از این حدیث شریف برداشت می شود که اگر خداوند در روز معینی نعمتی را به انسان ارزانی داشت، یا مصیبتی را دفع کرد، باید شکر او را به جا آورد و هر سال در همان روز آن شکر را تکرار کرد، شکر هم با عبادتهای مختلفی از قبیل نماز، روزه، صدقه و تلاوت قرآن حاصل می شود و چه نعمت بزرگتر از نعمت ظهور این پیامبر رحمت (صلی الله علیه و سلم) در این روز است؟ و از این جهت لازم است در تعیین روز دقت شود تا با داستان موسی (ع) در روز عاشوراء مطابقت داشته باشد. این از جهت اصل عمل مولود اما کارهایی که در مولود انجام داده می شود شایسته است منحصر به چیزهایی باشد که از آن معنای شکر فهمیده شود مانند تلاوت قرآن، دادن غذا، صدقه، خواندن مدایح نبوی (ع)، زهد تکان دهنده برای قلب و انجام کارهای خیر برای آخرت.)

امام سیوطی در ادامه سخنان ابن حجر (رح) می گوید: (من هم توانسته ام بر اصل دیگری آنرا تخریج کنم و آن حدیثی است که امام بیهقی از انس بن مالک (رضی الله عنه) روایت کرده است که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) بعد از نبوت برای خویش عقیقه داد، در حالی که روایت شده که پدر بزرگش در روز هفتم تولدش بجای او عقیقه داده بود، و عقیقه دو بار تکرار نمی شود).

سپس امام سیوطی (رح) نتیجه گیری می کند که کاری که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) انجام دادند از باب شکر خداوند بخاطر بوجود آوردن او، و تشریع برای امتش بوده است، پس برای ما مستحب است برای تولد او با گردهمایی و دادن غذا و شادی کردن، شکر خود را اظهار نمائیم.

در کتاب نفیس المهند علی المفند با دیدگاه علمای دیوبند در پاسخ سوالی که از آنها در این مورد شده بود، چنین می خوانیم:

ذکر ولادت با سعادت نبی کریم (صلی الله علیه و سلم) از عالی ترین مستحبات است حاشا که مایان احدی از مسلمین گفته باشیم که ذکر ولادت شریف آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) بلکه ذکر غبار نعلین شریفین آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) و ادرار الاغ آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) دارای قباحت و یا از بدعات سیئه و حرام است؟ باالعکس به عقیده ما ذکر حالاتی که کوچکترین تعلق و ارتباطی بذات پاک رسول الله (صلی الله علیه و سلم) دارند از پسندیده ترین مندوبات و از اعلاترین مستحبات است اعم از اینکه ذکر ولادت با سعادتش باشد یا ذکر بول و براز و قیام و قعود و خواب و بیداری آنحضرت (صلی الله علیه و سلم).

در فتاوی منبع العلوم کوه ون، فتوی معتبر اهل سنت ایران در پاسخ همین سوال حضرت مولانا محمد عمر سربازی (رح) چنین نگاشته شده است: جلسه های مذکوره در سوال فی نفسه جایز و خوب و مندوب اند اما بشرطیکه آنها آمیزش امور نامشروعه نباشد. فتاوی منبع العلوم کوه ون، ج ۷، صحفه ۳۲۸

داکتر یوسف قرضاوی درباره برگذاری محفل میلاد النبی (ص) میفرماید: در روایت مسلم با سند معتبر از قتادة الانصاری آمده است که از پیامبر (ص) درباره روزه گرفتن در روزهای دوشنبه سوال کردند، آنحضرت (ص) فرمود: این روزی است که من در آن روز متولد شدم و وحی الهی را دریافت نمودم. همچنین از ابن عباس و ابن جابر روایت شده رسول اکرم (ص) در ۱۲ ربیع الاول سال عام الفیل به دنیا آمدند. همچنین در این روز وحی الهی نازل شد، پیامبر به آسمانها رفت و همچنین در این روز به مدینه هجرت نمودند و در ۱۲ ربیع الاول رحلت فرمودند.

رسول اکرم (ص) می فرمودند که روز تولدشان روز ویژه ای بوده است، چنانچه از شریعت فهمیده شد اینکه مسلمانان از فرصت هایی که در روزهای متبرک و میمون بدست شان می آید غنیمت دانسته و در ادای کارهای نیک استفاده کنند. مسلمانان باید میلاد نبی کریم (ص) را بعنوان شکران و سپاسگزاری از خداوند و هدایت یافتن آنها با نور نبوت تجلیل کنند.

امام بزرگوار حافظ شمس الدین جزری (رح) در کتاب خود در بیان مولود شریف می گوید: شخصی ابولهب را بخواب دید و از او سوال کرد که چیست حال تو ای ابولهب؟ گفت: به آتش دوزخ می سوزم و به عذاب گرفتارم مگر اینکه در هفته ای یک شب از عذاب من تخفیف می شود و من آرامتر می باشم و آن عبارت از شب دوشنبه می باشد، آن شبی است که محمد (ص) بدنیا آمد؛ ثویبه کنیز من، مرا از به دنیا آمدن برادر زاده ام خبر داد و بشارت داد، من بعنوان شیرینی و به احترام ولادت محمد، ثویبه را از غلامی آزاد کردم. المواهب اللدنیه، صفحه ۱۴۷ للقسطلانی و صفحه ۳۰۳ الحاوی للفتاوی و صحفه ۱۷ عنقودالدرر فی احتفاء سید البشر.

منبع:http://emamghazali.com