💢 امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه ....

◾️بخش یڪم:

✅ عده‌ای از خوارج برای ڪشتن سه نفر از بزرگان ــ يعنی حضرت علی و معاويه و عمرو بن عاص رَضِیَ اللّهُ عَنْهم ــ اتفاق نظر پيدا ڪردند. زيرا بر اين باور بودند ڪه آنان راه ڪفر را در پيش گرفته، به صورت پيشگامان گمراهی و سرکردگان فتنه و آشوب درآمده و عامل همه مصايب و مشڪلاتی ڪه برای مسلمانان پيش آمده هستند. به همين خاطر بايد آنان را حذف ڪرد تا همه مردم از دست آنان رهایی پيدا ڪنند.

↩️ در سال چهلم هجری سه نفر از خوارج به نام عبدالرحمن بن عمرو معروف به ابن مُلجِم مرادی، حميری ڪندی مصری، و برڪ بن عبدالله تمیمی و عمرو بن بکر تمیمی، مخفيانه تشڪيل جلسه داده و از ڪشته شدن تعداد زيادی از دوستان و همفکران خود در نهروان توسط حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه ياد ڪردند و برای آنان آرزوی رحمت نمودند.

سپس گفتند: بعد از ڪشته شدن آن ها زندگی برای ما چه ارزشی دارد!؟ آنان برای دفاع از دين خدا از ملامت‌ هيچ ملامتگری هراس به دل راه نمی دادند.

اڪنون اگر ما هم جان خود را در راه خدا فدا ڪنيم و سران ڪفر و گمراهی علی و معاويه و عمرو عاص را به قتل برسانيم، از يڪ طرف انتقام خون برادران خود را گرفته و از طرف ديگر مردم ممالڪ اسلامی را از دست آنان نجات داده‌ايم.

ابن ملجم گفت:
کشتن علی را به من بسپاريد.

برڪ تمیمی گفت:
من هم معاويه را به قتل می رسانم.

عمرو بن بڪر نيز گفت:
من هم برای ڪشتن عمرو بن عاص به مصر می روم.

آن سه آدم شرارت‌ پيشه، با هم پيمان بستند و به توافق رسيدند ڪه هر ڪدام از آنان به مسئوليت خود وفادار باشند و در راه اجرای آن برنامه شوم جان خود را فدا ڪنند. آنان شمشير و سم لازم را تهيه ڪرده و خود را برای اجرای نقشه خود آماده نمودند.

همچنين قرار گذاشتند ڪه هنگام نماز صبح روز هفدهم ماه رمضان همزمان طرح ترور آن سه نفر را به اجرا بگذارند و هر يک از آنان به گونه‌ای به طرف محل اجرای مأموريت خود حرڪت ڪنند ڪه همان روزی را ڪه معلوم ڪرده‌اند، در آنجا حضور داشته باشند و همزمان اشخاص مورد نظر را به قتل برسانند.

برڪ بن عبدالله تمیمی برای اجرای مأموريت خود راهی دمشق گرديد. هنگام نماز صبح حضرت معاويه رَضِیَ اللّهُ عَنْه به مسجد آمد و برڪ با شمشير مسموم خود او را مورد تهاجم قرار داد و توانست تنها يڪ ضربه را بر لگن حضرت معاويه رَضِیَ اللّهُ عَنْه وارد ڪند و او را مجروح نمايد اما زخم او چندان ڪاری نبود و پس از مدتی معالجه، حضرت معاويه رَضِیَ اللّهُ عَنْه بهبودی يافت.

برڪ را دستگير ڪرده و حضرت معاويه رَضِیَ اللّهُ عَنْه دستور اعدام او را صادر ڪرد، او لحظاتی پيش از مرگ برای حضرت معاويه رَضِیَ اللّهُ عَنْه پيغام فرستاد ڪه تو را بشارت باد در همين امروز دوستم ڪار مهمی را انجام داده است. از او پرسيدند: چه کاری؟

گفت: برادرم در اين چنين روزی قرار بوده علی بن ابی طالب را به قتل برساند. اما حضرت معاويه رَضِیَ اللّهُ عَنْه دستور داد حڪم اعدام او را به اجرا بگذارند. عمرو ‌بن بڪر تمیمی نيز با شمشير مسموم خويش با هدف ڪشتن عمر‌و بن عاص رَضِیَ اللّهُ عَنْه عازم مصر گرديده بود.

در بامداد روز جمعه هفدهم ماه رمضان، عمرو‌ عاص رَضِیَ اللّهُ عَنْه به خاطر بيماری برای ادای نماز فجر به مسجد نيامده و نتوانسته بود همراه با مردم نماز جماعت را ادا ڪند، به همين خاطر خارجه‌ بن ابی حبيبه عامری رَضِیَ اللّهُ عَنْه را برای اقامه نماز نايب خويش گردانيده بود.

هنگامی ڪه خارجه در محراب نماز بود، عمرو بن بڪر به گمان اين ڪه او عمرو بن عاص رَضِیَ اللّهُ عَنْه است با شمشير مسموش بر او حمله ‌ور شده و او را به قتل رسانيد.

وقتی عمرو بن بڪر را دستگير ڪردند و از او پرسيدند چرا خارجه عامری را به قتل رسانيدی! آه از نهاد او برآمد و گفت: من قصد جان عمرو بن عاص را ڪرده بودم، اما تقدير الهی اين بود ڪه خارجه ڪشته شود.

پس از مدتی او به دستور حضرت عمرو بن عاص رَضِیَ اللّهُ عَنْه محاڪمه و اعدام شد. بدين صورت معاويه و عمرو بن عاص رَضِیَ اللّهُ عَنْهم از آن توطئه‌ جان سالم به در بردند.

💢 علی بن ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه ....

◾️بخش دوم:

✅ عبدالرحمن بن ملجم وارد ڪوفه گرديد و قصد خود را حتی از دوستان خوارجی خويش ڪه در آن شهر بودند برای جلوگيری از افشاى آن پنهان داشت.

ابن ملجم با زن زيبارویی به نام قطام ڪه از هواداران خوارج بود آشنا شد، او به خاطر آن ڪه پدر و برادرانش را در جنگ نهروان به دست حضرت علی ڪشته شده بودند، به شدت ڪينه او را دل داشت.

ابن ملجم از زيبایی او در شگفت شد و او را برای خود خواستگاری نمود. قطام نيز به شرط آن ڪه سه هزار درهم و يڪ خدمتکار را مهريه او نمايد و حضرت علی را به قتل برساند، با پيشنهاد خواستگاری او موافقت ڪرد.

هدف و خواست ابن ملجم با خواست قطام گره خورد و ڪينه آن ها از حضرت علی به آنان جرأت بيشتری برای ڪشتن او داد. ابن ملجم گفت: سوگند به خداوند تنها هدف او از آمدن به ڪوفه کشتن علی ‌بن ابی طالب بوده است.

قطام یڪی از مردان عشيره خويش را به نام "وردان" برای همڪاری با شوهرش ابن ملجم در ڪشتن حضرت علی آماده نمود.

همچنين ابن ملجم خود نيز توانست یڪی از افراد خوارج را به نام "شبيب بن نجده اشجعی" ــ پس از مباحثاتی طولانی ــ راضی ڪند ڪه با او برای ڪشتن حضرت علی همڪاری ڪند.

آن سه آدم جنايت ‌پيشه يعنی "ابن ‌ملجم، وردان و شبيب" قرار گذاشتند ڪه در بامداد روز جمعه هفدهم ماه رمضان سال چهل هجری حضرت علی را به شهادت برسانند.

ابن ملجم شمشير خويش را با سمی ڪشنده آغشته نمود و هر سه نفر در ڪنار در ورودی مسجد ڪه حضرت علی از آنجا برای اقامه نماز وارد مسجد می ‌شد، ڪمين ڪردند.

حسن بن علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: سحرگاه نزد پدرم آمدم و ڪنارش نشستم. فرمودند: امشب رسول الله ﷺ را در خواب دیدم و گفتم: ای رسول خدا! از امت تو بسیار رنج و سختی ڪشیدم. پیامبر ﷺ فرمودند: به حق آن ها دعا ڪن. گفتم: پروردگارا! برای من دوستانی بهتر از این برسان و برای آن ها بجای من امیری بدتر از من قرار بده.

در این هنگام ابن ذباح رَضِیَ اللّهُ عَنْه موذن آمد و گفت: نماز حاضر است. لحظاتی قبل از طلوع فجر حضرت علی از خانه بيرون آمد و به سوی مسجد به راه افتاد، در راه ڪه می ‌آمد مردم را برای اقامه نماز صبح بيدار می نمود و می ‌فرمود:

"حی علی الصلاة، حی علی الصلاة".

وقتی به جلو در مسجد رسيد، آن سه آدم شقاوت‌ پيشه بر او هجوم بردند، ابتدا شبيب شمشيرش را بر سر او فرود آورد اما به خاطر برخورد با در مسجد به سر حضرت علی اصابت نڪرد.

اما ابن ملجم با شمشير مسموم خود ضربه سختی را بر فرق سر او فرود آورد و خون از سر او جاری شد، و محاسنش را خونين نمود، و همانی روی داد ڪه خود او مدام می فرمود ڪه "محاسنم از خون سرم رنگين خواهد گرديد".

وقتی ابن ملجم با شمشيرش آن ضربه را بر سر حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه فرود می ‌آورد، با صدای بلند گفت: "ای علی حڪم تنها حڪم خداوند است، تو و يارانت را در آن حقی نيست". و این آیه از قرآن را نیز خواند :

✨وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد ✨

"در میان مردم ڪسی یافت می شود ڪه جان خود را در برابر ڪسب خشنودی خداوند بدهد و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است".
✍ بقره 207

و منظور او‌ از خواندن این آیه خودش بود. در حالی ڪه خون از سر مبارک اميرالمؤمنين علی ‌بن ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه جاری بود، فرمودند: مردم او را بگيرید.

عده‌ای به سرعت ابن ملجم را دستگير ڪردند و يڪ نفر از اهل حضرموت "وردان" را به قتل رساند، اما شبيب در تاريڪی توانست فرار ڪند و خود را نجات بدهد و ڪسی متوجه او نشود.

حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه به "جعد بن هبيره" فرمود ڪه پيشنماز شود و برای مردم نماز صبح را اقامه ڪند. حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه را به منزل حمل ڪردند، پس از آن ابن ملجم را در حالی ڪه دستان او را بسته بودند نزد حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه آوردند.

حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه به او فرمود:
ابن ملجم! ای دشمن دين خدا! مگر من مدام با تو به خوبی رفتار نمی ‌ڪردم؟!

ابن ملجم گفت: چرا! حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه فرمود: چه چيز تو را بر آن داشت ڪه به اين ڪار دست بزنی؟! ابن ملجم گفت: من چهل روز مشغول تيز ڪردن اين شمشير بودم و از خداوند خواستم بدترين انسان به وسيله آن ڪشته شود. اينک به وسيله آن تو را ڪشتم.

حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه فرمود: فڪر می ڪنم بدترين خلق خدا تو باشی و به وسيله همين شمشير ڪشته خواهی شد. پس از آن حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه به اطرافيان خود فرمود: اگر من فوت نمودم او را قصاص ڪنيد و اگر زنده ماندم خود می ‌دانم با او چڪار ڪنم.

💢 علی بن ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه ....

◾️بخش سوم:

✅ حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه سه روز را از بامداد روز جمعه تا شب يڪشنبه بر اثر ضربت شديدی ڪه بر سر او وارد شده بود، در بستر قرار داشت، و در آن سه روز بيشترين و شايد همه ڪلام و ذکر او "لا اله الاّ الله" بود.

در شب يڪشنبه نوزدهم ماه رمضان سال چهل هجری اميرالمؤمنين علی ‌بن ‌ابی طالب رَضِیَ اللّهُ عَنْه بر اثر زخمی ڪه از ضرب شمشير مسموم ابن ملجم برداشته بود، وفات يافت و بدست آن خوارج درمانده و شقاوت ‌پيشه به شهادت رسيد و با اين مقام به پيشگاه پروردگار شرفياب گرديد.

حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه مانند رسول الله ﷺ و ابوبڪر صديق و عمر بن خطاب رَضِیَ اللّهُ عَنْهم در سن 63 سالگی دعوت حق را لبيڪ گفت و به شهادت رسيد.

پس از آن ڪه حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه به شهادت رسيد، حضرت حسن و حسين و عبدالله بن جعفر رَضِیَ اللّهُ عَنْهم او را غسل دادند، حضرت حسن نماز را بر پيڪر مبارڪ پدرش خواند.

پس از آن ڪه شب فرا رسيد، در نيمه شب بود ڪه حضرت حسن و حسين و محمد بن حنفيه و جمعی از نزديڪان حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه را مخفيانه در دارالأماره ڪوفه، آن بزرگوار را به خاڪ سپردند و از ترس آن ڪه خوارج قبر مبارڪ او را نبش ڪنند و به خاطر حقد و ڪينه‌ای ڪه از او داشتند و پيڪرش را پاره پاره نڪنند، هيچ آثار و نشانه ‌‌ای را بر روی قبر مطهرش قرار ندادند.

بعد از شهادتش، حسن بن علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه ابن ملجم را برای محاڪمه و گرفتن قصاص، احضار و دادگاهی ڪرد. ابن ملجم گفت: من پيشنهادی را با تو در ميان می گذارم، حضرت حسن رَضِیَ اللّهُ عَنْه گفت: چه پيشنهادی؟!

ابن ملجم گفت: من در ڪنار ڪعبه با خداوند پيمان بسته بودم ڪه علی و معاويه رَضِیَ اللّهُ عَنْهم را به قتل برسانم، يا در اين راه کشته شوم. اڪنون علی را ڪشتم! و می ‌خواهم مرا برای آن ڪه بتوانم معاويه را هم بڪشم آزاد نمایی؟!

من به تو قول می ‌دهم، اگر نتوانستم او را بکشم، برگردم و خود را در اختيار تو بگذارم و چنانچه توانستم او را بکشم و نجات پيدا ڪردم باز هم قول می ‌دهم ڪه خود را در اختيارتان قرار بدهم تا مرا قصاص ڪنيد.

حسن بن علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه گفت: به هيچ وجه پيشنهادت را نمی ‌پذيرم و بايد قصاص بشوی. پس از آن فرمان قصاص ابن ملجم ملعون را صادر نمود.

⬅️ امام زهری [تابعی و محدث نام دار اهل سنت] رَحِمهُ اللّٰهُ تَعَالَى می فرماید: در روز شهادت حضرت علی رَضِیَ اللّهُ عَنْه هیچ سنگی را در شام و در دنیا بر نداشتند جز این ڪه زیر آن خون تازه دیدند.

📚 منابــع :
✍ الطَّبقاتُ الڪُبْرَى ابن سعد
✍ تاریخ اسلام امام ذهبی شافعی
✍ البداية و النهاية ابن ڪثیر دمشقی
✍ تاریخ الخلفاء امام جلال الدین سیوطی
✍ الصّواعِق المُحْرِقَة على أهل الرفض و الضلال و الزَّندَقَةِ ابن حجر هیتمی شافعی