امام اعظم ابوحنیفه

ابوحنیفه نعمان بن ثابت کوفی موسس مذهب حنفی است. ایشان در سال80 هجری در دوران حکومت عبدالملک بن مروان در کوفه متولد شد ودر سال 150 هجری در بغداد در گذشت .وی در زادگاهش درمیان علما ودانشمندان  پرورش یافت ودرمیان اهل سنت به عنوان یکی از علمای درجه اول اسلام و مردی فقیه وپرهیزگار شناحته شده است.

تحصیلات

ایشان در کودکی به حفظ قرآن پرداخت و مدتی نیز درعلم کلام به مطالعه و مباحثه مشغول شد.(علم کلام دانشی است که در آن درباره اصول اعتقادی اسلام بحث ومطالعه می شود)

شاگردش امام زُفَر به نقل از خود ایشان چنین می گوید:

((به مطالعه علم کلام مشغول شدم تا آنجا که به چنان رشد و پیشرفتی دست یافتم که در زمانی اندک مورد توجه مردم قرار گرفتم بطوری که مردم مرا با انگشت نشان می دادند.))

ایشان پس از مدتی علم کلام را رها کرده و به فقه روی آورد. دراثرمطالعاتی که درعلم کلام داشت، درتحقیقات بعدی واجتهاد خود با دید کلامی و منطقی پیش می رفت و احادیث حضرت رسول را با روش خاص خود می پذیرفت و اگرکوچکترین مشکلی در صحت آن احادیث داشت ،آنها را رد می کرد.رد کردن تعداد زیادی از احادیث که به نظر وی قابل قبول و اعتماد نبودند، باعث مخالفت بسیاری از فقهای مکتب اهل حدیث ،به ویژه درحجاز شد ولی با وجود این ، ابونیفه به مخالفت ها توجه نکرد وبا شکیبایی خاص خود ،به روشی که داشت ادامه داده و به اعلام نظریات خود پیرامون مسایل مختلف فقهی پرداخت وبا این کار توانست فقه را گسترش داده و ابتکاراتی را در آن ایجاد نماید.  

در میان دانشمندان اهل سنت،تلاش برای تکمیل فقه اسلامی از ابوحنیفه شروع شده و به وسیله فقهای بعدی دنبال شده است. ابوحنیفه توانست برای استخراج احکام فقهی از کتاب و سنت قواعدی اصولی وضع نماید و فقیهان بعدی را به روش های استنباط آشنا سازد.

امام ابوحنیفه خدمات شایانی به فقه و اصول فقه اسلامی نمود و روش اوبوسیله شاگردانش رواج یافته و پیروان بیشتر بدست آورد.

امام ابوحنیفه تابعی بود

به کسانی که توفیق دیدار حضرت رسول را نداشته اند اما یکی از صحابه را دیده باشند تابعی می گویند.

حافظ ذهبی میگوید:امام ابوحنیفه در کوچکی صحابی رسول الله (ص) حضرت انس بن مالک را ملاقات کرد.

براساس این مدرک و سایر مدارک تاریخی امام ،حضرت انس بن مالک و تنی چند از یاران پیامبر ص را ملاقات کردند. البته عده ای از صحابه که امام آنان را زیارت نموده در روایت حدیث آنان اختلاف نظر وجود دارد.

اساتید امام ابوحنیفه

مطیع بلخی می گوید:((امام ابوحنیفه چنین فرمودند:به محضر ابو جعفر رفتم او از من پرسید :علم را از چه کسانی آموختنی؟ گفتم:علم را از حماد فراگرفتم و اوازابراهیم و اواز عمربن خطاب وعلی بن ابی طالب وعبدالله بن عباس وعبدالله بن مسعود آموخته است.آنگاه ابوجعفر گفت:آفرین بر تو از افرادی بسیار مورد اعتماد و پاک علم آموختی خداوند بر آنان رحمت کند.))

شاگردان امام ابوحنیفه

علما ودانشمندان دوران ابوحنیفه از وی کسب علم می کردند ولی از تعداد آنان،اطلاع دقیقی در دست نیست ، بنابراین به ذکر چند ازشاگردانش که در زمان خوداز شخصیت های بارزی علمی بودند اکتفا می شود.

 1-امام ابویعقوب، معروف به امام ابویوسف که در دوران حکومت خلیفه عباسی منصب قضاوت را به عهده داشت.

2- امام محمد بن حسن شیبانی استاد امام شافعی.

این دو شاگرد امام ابوحنیفه که به آنان صاحبین گفته می شود.بعد از امام ابوحنیفه شاگردان زیادی را تربیت نمودند ودر ترویج افکار ابوحنیفه سهم فراوانی داشتند.

3عبدالله بن مبارک ،فقیه و متخصص در علم حدیث در خراسان.

منبع در آمد ابوحنیفه

ایشان بر خلاف سایر ائمه بر این باور بود که که پذیرفتن هدایا از بیت المال برای علما،خلاف شئون علمی ومرتبه تقوای آن است از این رو شغل تجارت را انتخاب نمودده و درچندین شرکت تجاری سهم داشت و از این طریق گذران زندگی می نمود.

اصول فقه ابوحنیفه

ابوحنیفه برای استنباط احکام – قرآن – سنت وقول صحابه را برقیاس و روش های دیگر فقهی مقدم می داشت ولی درباره سنت و حدیث سختگیر بوده وشرایط خاصی رلبرای اعتبار آن لازم می دانست.

منابع فقهی که ابوحنیفه در استنباط احکام فقهی از آنها استفاده می نماید به ترتیب اهمیت عبارتند از:

کتاب الله (قرآن) – حدیث و سنت نبوی – اجماع – قیاس و استحسان

آثار ابوحنیفه

کتاب های مهم ابوحنیفه عبارتند از فقه الاکبر(در علم کلام)- العالم والمتعلم(در علم کلام)- المسند یا مسند اعظم(در حدیث)- المقصود(در علم صرف)

 

سوالات مطرح شده امام اعظم

 امام اعظم ابوحنیفه 8000 مساله دینی طرح کرده بود و خودش هم جواب آنها را پیدا می کرد.3 تا از 8000 مساله امام اعظم را در اینجا مطرح کردیم .البته این مسائل در زمان امام اعظم ابوحنیفه هم اتفاق افتاده وامام اعظم این مسائل را به صورت زیر حل کرد.

1-یک نفر در بیرون از خانه ودر هوای آزاد در حال پختن گوشتی است در این زمان یک پرنده ی غیر حلال( که گوشت آن پرنده هم حرام است ) در حال پرواز به داخل  غذا پس می افکند ؛ آیا خوردن این غذا (گوشت ) درست است یا حرام است؟

جواب)اگر قبل از سفت شدن گوشت (یا قبل ازقرمز شدن گوشت) پرنده پس افکند خوردن  آن گوشت حرام است اما بعد از اینکه کمی سفت شد (کمی پخته شود و اثر سفت شدن گوشت با کمی قرمز شدن مشاهده گردید) پس افکند خوردن آن گوشت حلال است زیرا گوشت هنگام پختن بعد از سفت شدن هیچ چیزی را جذب نمی کند.

2- درباره ي گازري(لباس شوي و لکه بر) که مردي لباسي را به وي مي دهد تا آن را در ازاي دو درهم کوتاه نمايد، وقتي که مرد لباسش را از وي بازمي خواهد، گازر آن را انکار مي نمايد و سپس از نظر خود برگشته و به جستجوي آن مرد رفته و لباس کوتاه شده اش را به وي پس مي دهد. آيا مزدي به وي تعلق مي گيرد؟

جواب) چنانچه آن را پس از غصب کردنش کوتاه کرده باشد، اجرتي نمي گيرد چون آن را براي خويش کوتاه نموده است و اگر قبل از غصب نمودنش کوتاه نموده باشد، مستحق اجرت است چون آن را براي صاحب اصلي اش کوتاه نموده است.

3- یک زن شوهرمسلمانی هست که زن هم حامله (تقریبا 7الی 8 ماه) است، زن در این زمان مرتد   می شود وبعد از مرتد شدن می میرد بچه هم هنوز در شکم مادر است؛ آیا این زن مرتد شده را باید در قبرستان مسلمانان دفن کرد یا در قبرستان کافران؟

جواب) آن زن مرتد باید در قبرستان مسلمانان دفن شود ولی باید صورت وی به سمت مکه نباشد یعنی پشت به قبله دفن گردد زیرا صورت کودک درون رحم به طرف پشت مادر می باشد پس اگر مادر پشت به قبله دفن شود کودک درون شکمش به طرف کعبه می شود.

 

گسترش مذهب حنفی

مذهب ابوحنیفه در زمان خود او گسترش نیافت بلکه پس از او با کوشش های شاگردانش و پیروانش گسترش و تکامل پیدا کرد و در بلاد اسلامی پذیرفته و ترویج شد.

حدود دو قرن پس از ابوحنیفه این مذهب رسمیت یافته و به صورت یکی از مذاهب فقهی بزرگ و مهم اسلام در آمد.

در اواخر قرن چهارم و به ویژه قرن پنجم هجری ، در دوره سلاطین غزنوی ، سلجوقی و خوارزمشاهی و نیز در دوره عثمانی ، این مذهب ترویج و تقویت شده ودر میان مذاهب چهارگانه اهل سنت در درجه اول قرار دارد.این مذهب هم اکنون مذهب رسمی  کشورهایی که زمانی تابع دولت عثمانی بودند از قبیل :مصر سوریه لبنان ترکیه آلبانی بالکان وقفقاز

همچنین دربرخی ازکشورهای دیگر که تابع دولت عثمانی نبودند مانند پاکستان - بنگلادش- افغانستان و هندوستان نیز این مذاهب به عنوان مذهب رسمی به شمار می رود. اکثر حنفی های ایران در استان سیستان و بلوچستان – شمال شرق خراسان – گلستان وقسمتی از استان هرمزگان و فارس پراکنده بسر می برند.

وفات ابوحنیفه

امام اعظم 53 سال از عمر خود را در دوران حکومت امویان و 18 سال آخر را در دوران حکومت عباسی سپری کرد. مرگ ایشان در زندان منصور خلیفه عباسی  اتفاق افتاد زیرا حاضر به پذیرش شغل قضاوت در دربار عباسیان نبود و بدین جهت موردغضب وانزجار منصور واقع شد.

مدفن ابوحنیفه در قبرستان خیزران در شرق بغداد است.