شمه اي از زندگاني گهربار سید المرسلین فخر عالم ابوالقاسم محمد رسول الله صلی الله علیه و سلم
شمه اي از زندگاني گهربار سید المرسلین فخر عالم ابوالقاسم
محمد رسول الله
صلی الله علیه و سلم
در دورانی که تاریکی جهل و بت پرستی بر همه جا سایه افکنده بود، عالم هستی در انتظار نور هدایت و طلوع رحمت الهی بود، تا اینکه پروردگار عالم ارزنده ترین گوهر دریای خلقت را به جهان بشریت عطا فرمود و با تولد پیامبر صلی الله علیه و سلم، این انسان کامل، علم انسانیت، راه کمال پیمود.
آن حضرت صلی الله علیه و سلم در سحرگاه روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول سال عام الفیل در مکه تولد یافت. مادرش «آمنه» دختر «وهب» بن عبد مناف بن زهره بن کلاب بن مره، از سادات قریش، رهبر و پیشوای قوم بنی زهره بود و پدرش «عبدالله» پیش از تولد پیامبر صلی الله علیه و سلم وفات یافته بود. پیامبر صلی الله علیه و سلم وقتی که چشم به جهان گشود، نگاهش به سوی آسمان بود، ومادرش نوری دید که همه جا را روشن کرد.
چون نطفة عبدالله که صورت رسول الله علیه و علی اله الصلوة و السلام بود در رحم آمنه قرار گرفت، همه بتهای روی زمین نگونسار شدند و همه شیاطین از کار خود باز ماندند. ملائکه تخت ابلیس علیه اللعنة را سرنگون ساختند و او را در دریا انداختند و چهل روز عقوبت کردند و در شب ولادت آن سرور علیه و علی اله الصلوة و السلام ایوان کسری بجنبید و چهارده کنگره از آن بیفتاد و آتش عظیم فارس که هزار سال بود که بر افروخته بودند و نمرده بود، فرو مرد.
جد وی عبدالمطلب، نام شریفش را محمد گذاشت، نخستین بار «ثویبه» کنیزک عمویش ابولهب و پس از وی «حلیمه» دختر ابوذؤیب سعدیه او را شیر دادند، و رسول گرامی صلی الله علیه و سلم چهار سال نزد «حلیمه» در میان قبیله بنی سعد بسر بردند.
آنگاه حلیمه وی را به مکه و نزد مادرش باز گردانید. آمنه، یگانه فرزندش را به قصد دیدار دائی های پدرش عبدالله که در مدینه بودند، بدانجا برد و «ام ایمن» در این سفر همراه آنان بود و هنگام مراجعت به مکه، آمنه بیمار شد و در جایی به نام «ابواء» وفات یافت و حبیب خدا را در حالی که بیش از 6 سال از سن شریفشان نمی گذشت، تنها گذاشت.
ام ایمن پیامبر صلی الله علیه و سلم را به مکه باز گردانید و به جد بزرگوارش، عبدالمطلب سپرد و رسول گرامی صلی الله علیه و سلم تا سن هفت سالگی تحت سرپرستی وی قرار گرفت و چون عبدالمطلب چشم از جهان فرو بست، ابوطالب عموی پیامبر مسئولیت نگهداری آن حضرت صلی الله علیه و سلم را به عهده گرفت و چون به کار تجارت اشتغال داشت، در سفرهایش به شام، آن حضرت صلی الله علیه و سلم را به همراه خویش می برد.
در یکی از این سفرها که آن حضرت صلی الله علیه و سلم 9 یا 12 ساله
بودند، هنگامی که کاروان به محلی به نام «بصری» رسید، «بحیرای راهب» علامات پیامبری را در سیمایش مشاهده کرد. آنگاه رو به عمویش نموده گفت: «از او بسیار مواظبت کنید که پیامبر است» و همواره پاره ابری بر بالای سرش سایه گستر بود. سالها گذشت و پیامبر صلی الله علیه و سلم بارها به شام سفر کرد.
چون یکی از زنان اصیل و توانگر مکه مکرمه به نام «خدیجه» دختر خویلد بن سعد بن عبدالعزی بن قصی شهرت امانت داری آن حضرت صلی الله علیه و سلم را که به «محمد امین» معروف شده بود، شنید، کارهای تجارتی خویش را به او سپرد و در سفرهایش به شام، «میسره» غلام خویش را با او همراه کرد. میسره درستکاری و امانت داری آن حضرت صلی الله علیه و سلم را مشاهده کرد و ماجرا را برای بانوی خویش باز گفت، چون حضرت خدیجه کبری رضی الله عنها به امانت داری و خصوصیات آن حضرت صلی الله علیه و سلم پی برد و نیز حضرت محمد صلی الله علیه و سلم جوانی زیبا با چشمها و موهای سیاه و بسیار جذاب بود، خواهان ازدواج با آن سرور علیه و علی اله الصلوة و السلام شد و در سن چهل سالگی به عقد ازدواج پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم که 25 سال از سن مبارکشان می گذشت، درآمد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم ، همواره خلوت می گزیدند و با خدای بی همتا به راز و نیاز می پرداختند. اغلب اوقات به کوه «نور» می رفتند و در غار «حرا» به عبادت مشغول می شدند و چون زمان وحی نزدیکتر می گشت بر هر سنگ و درختی که گذرشان می افتاد، آن حضرت صلی الله علیه و سلم را مخاطب ساخته به زبان فصیح می گفت: «درود بر تو باد ای پیامبر خدا» و چون باز پس می نگریستند، چیزی مثل شبح یا نقش خیالی به چشمشان نمی آمد.
گاه آوازی می شنیدند و نوری مشاهده می فرمودند ولی کسی را نمی دیدند، سن مبارکشان به چهل رسیده بود تا اینکه شبی که سیاهی آن به فروغ سپیده دم می پیوست، ناگاه آبشاری از نور به درون غار حرا فرو ریخت و حضرت جبرئیل امین علیه السلام بر آن سرور علیه الصلوة و السلام ظاهر شده فرمود: «یا رسول الله، من جبرئیلم و خداوند متعال تو را به پیامبری مبعوث کرد» و سپس سورة علق را خواند: «اقرأ باسم ربک ...». آن حضرت صلی الله علیه و سلم فرمودند: «من خواندن نمی دانم». حضرت جبرئیل علیه السلام دوباره فرمودند: «بخوان. بخوان قرآن را به نام پروردگارت که آفرینندة جهان است. و انسان را از خون بسته آفرید. بخوان که پروردگارت کریمترین کریمان است. خدائی که انسان را به وسیلة قلم نوشتن آموخت. و به او آنچه را که نمی دانست یاد داد.»
پیامبر گرامی صلی الله علیه و سلم به نزد یار و غمخوار خود، امهات المؤمنین حضرت خدیجه کبری رضی الله عنها باز گشتند و آنچه را که برایشان گذشته بود در میان نهاد، همسر گرامی ایشان نیز فرمودة رسول خدا صلی الله علیه و سلم را تصدیق کردند و نخستین کسی بودند که ایمان آوردند و با آن حضرت صلی الله علیه و سلم به نزد پسر عمویش «ورقه بن نوفل» رفتند و او را از ماجرا آگاه ساختند. ورقه بن نوفل فرمودة پیامبر صلی الله علیه و سلم را تصدیق کرده، گفت آن شخص جبرئیل امین علیه السلام است که بر حضرت موسی علیه السلام هم نازل شده است.
نخستین کسانی که بعثت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم را پذیرفته و اسلام آوردند از بانوان ام المؤمنین حضرت خدیجه رضی الله عنها، از مردان یار و یاور صمیمی ایشان حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه و از کودکان پسر عموی ایشان حضرت علی کرم الله وجهه و از غلامان حضرت زید بن حارثه رضی الله عنه و پس از آنان حضرت بلال رضی الله عنه و چند نفر دیگر بودند.
در سال 12 بعثت در موسم حج، 12 نفر از اهالی مدینه مسلمان شده با پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم بیعت نمودند و رسول گرامی صلی الله علیه و سلم نخستین سفیر خویش حضرت مصعب بن عمیر رضی الله عنه را که از نخستین مسلمانان بود، به همراه این بیعت کنندگان به یثرب فرستاد تا احکام و قوانین اسلام را به مسلمانان بیاموزد و آنان را با امر دین آشنا سازد و به نشر اسلام بپردازد. حضرت مصعب رضی الله عنه در خانه «اسعد بن زراره» اقامت کرده و مردم را به اسلام فرا می خواندند تا اینکه خانه ای از خانه های انصار باقی نماند، مگر اینکه مردان و زنانی مسلمان در آنها حضور داشتند. پیش از فرا رسیدن دومین موسم حج یعنی سال 13 بعثت حضرت مصعب رضی الله عنه در حالی به مکه بازگشت که برای رسول خدا صلی الله علیه و سلم مژده کامیابی و پیروزی و اخبار قبایل یثرب و خیر و برکت آن دیار و قدرت و نیروی دفاعی آنجا را با خود داشت. در موسم حج سال 13 بعثت نیز 73 مرد و 2 زن از مسلمانان یثرب (مدینه) برای ادای مناسک حج حضور یافته بودند و با پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم بیعت نمودند. پس از انجام بیعت، پیامبر صلی الله علیه و سلم از ایشان خواست که دوازده رهبر برای خود برگزینند که نمایندگان قوم خود باشند و در اجرای مواد بیعت مسئولیت قوم خویش را عهده دار شوند. به اندک مدتی نمایندگان انتخاب شدند که 9 نفر از «خزرج» و 3 تن از «اوس» بودند.
در همین سال یعنی سیزدهمین سال بعثت، مخالفت اهالی مکه با پیامبر اسلام علیه الصلوة و السلام شدت یافت تا آنکه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم به اذن خداوند متعال تصمیم گرفتند که زادگاه خود و سرزمین وحی، یعنی مکه مکرمه را ترک نموده و به یثرب مهاجرت کنند و اما این هجرت به معنای رهایی و گریز از فتنه و آزار مشرکین نبود بلکه انتخاب سرزمین امن و مناسب برای تأسیس مرکز حکومت اسلامی و پایگاه تبلیغات جهانی بود. از آن جهت بر هر مسلمانی که توان هجرت داشت لازم و ضروری بود تا در تحکیم این انقلاب جهانی و ارتقای احکام اسلامی، سهیم باشد. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نزد حضرت ابوبکر رضی الله عنه آمدند و فرمودند: «براستی خداوند به من اجازه خارج شدن از مکه و هجرت به یثرب را داده است.»
حضرت ابوبکر رضی الله عنه فرمود: «با هم یا رسول الله؟» پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «با هم» و حضرت ابوبکر رضی الله عنه از شادی گریست. رسول الله صلی الله علیه و سلم به حضرت علی کرم الله وجهه امر کرد که در مکه بماند تا امانتهای مردم را به صاحبانش برساند و نیز برای سردرگمی مشرکانی که نقشه قتل پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم را کشیده بودند و خداوند، رسول خود علیه الصلوة و السلام را از آن آگاه ساخته بود، حضرت علی کرم الله وجهه را مأمور ساختند تا در جای پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم بخوابد.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم و ابوبکر صدیق رضی الله عنه به طور پنهانی از مکه خارج شدند و به غار ثور پناه بردند. وقتی کفار و مشرکین مکه به تعقیب ایشان به غار رسیدند، حضرت ابوبکر رضی الله عنه اندوهگین شدند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لاتحزن انّ الله معنا»[1] یعنی: «اندوه مخور خدا با ماست» ایشان سه شب در غار ماندند و سپس به حرکت ادامه دادند. مسلمانان مکه و شیفتگان رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز با تحمل مشقتها و سختیهای این راه طولانی، تمامی اموال و زمین و خانه و کاشانه خود را برای عشق خداوند متعال و محبت رسول الله صلی الله علیه و سلم و دین اسلام، رها کرده به مدینه هجرت نمودند. آن حضرت صلی الله علیه و سلم قبل از ورود به مدینه در جایی به نام «قبا» فرود آمدند و در آنجا در ظرف چهار روز «مسجد قبا» را بنا نمودند که این اولین مسجدی است که پس از نبوت بر اساس تقوا بنا نهاده شد. انصار که از خارج شدن رسول الله صلی الله علیه و سلم از مکه خبر یافته بودند، هر روز پس از نماز صبح برای استقبال از پیامبر صلی الله علیه و سلم به خارج مدینه می رفتند و با وجود شدت گرمای تابستان تا غروب آفتاب به خانه بر نمی گشتند. بالاخره با سختیهای بسیار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم و حضرت ابوبکر رضی الله عنه به مدینه رسیدند و مسلمانان از شدت شادی و سرور تکبیر می گفتند و دختران انصار با سرور و شادمانی این اشعار را می سرودند:
طلع البدر علینا من ثنیات الوداع وجب الشکر علینا ما دعا لله داع
ایها المبعوث فینا جئت بالامر المطاع جئت شرفت المدینه مرحبا یا خیر داع
بزرگان مدینه پیشنهاد می کردند که به خانه آنها برود اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم به آنها می فرمودند شتر مرا به حال خود بگذارید او مأمور است و می داند به کجا برود. شتر در جلو خانه حضرت ابوایوب انصاری رضی الله عنه رسید و در آنجا زانو زد و به این ترتیب افتخار میزبانی نصیب حضرت ابو ایوب انصاری رضی الله عنه شد و تنها همین افتخار برای ایشان کافی است. نبی اکرم صلی الله علیه و سلم حدود 7 ماه در منزل حضرت ابو ایوب انصاری رضی الله عنه اقامت نمودند و سپس مسجد نبوی در همان جایی که شتر زانو زده بود بنا شد.
از روزی که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم وارد مدینه شدند یثرب را «مدینة النبی» یا «مدینة الرسول» و به اختصار «مدینه» نامیدند و این تاریخ که برابر با سال 622 میلادی بود رسماً مبدأ تاریخ مسلمین یعنی تاریخ هجری قرار گرفت، پس از هجرت قبله مسلمین تغییر کرد و به جای بیت المقدس، کعبه شریفه قبله گاه عاشقان و شیفتگان گردید و نیز در سال اول هجرت گفتن اذان در مساجد آغاز شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم پس از ورود به مدینه با کفار به مبارزه و جهاد پرداختند و جنگهایی مانند احد، خندق، حدیبیه، حنین، و تبوک به وقوع پیوست که در نتیجه آنها مسلمین به فتوحاتی از جمله فتح مکه مکرمه در سال هشتم هجری نائل شدند و به فرمان پیامبر عظیم الشأن اسلام علیه الصلوة و السلام بتها را شکستند و به تدریج قبایل عرب به اسلام گرویدند و دین مبین اسلام سراسر عربستان را فرا گرفت. پیغمبر اسلام علیه الصلوة و السلام خاتم پیغمبران است و اولین پیغمبری است که خداوند او را به سوی تمامی جهانیان فرستاده و تنها برای قوم معینی مبعوث نساخته است. بدین جهت خداوند متعال، معجزه ای را به پیامبر خود صلی الله علیه و سلم عطا فرمودند که اگر تمامی آدمیان و جنیان پشتیبان یکدیگر شوند، نمی توانند نظیر آنرا بیاورند، این معجزه از همه معجزات بزرگتر و مهمتر است. قرآن عظیم الشأن در طول 23 سال بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم توسط جبرئیل امین علیه السلام نازل گشت و ناسخ تمام ادیان گذشته بوده و تا قیامت عمل به دستورات آن فرض می باشد.
گـر همی خواهی مسلمان زیستن نیست ممکن، جز به قرآن زیستن
از دیگر معجزات مهم آنحضرت صلی الله علیه و سلم واقعه «معراج» می باشد. در شب معراج حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم از بیت الله شریف به بیت المقدس و از آن با طی هفت طبقة آسمان به «صدرة المنتهی» رسید و همانجا نمازهای پیجگانه فرض شد و معجزات بسیاری نیز مثل: شق القمر، شق الصدر، ناله ستون حنانه و ... از آن حضرت صلی الله علیه و سلم واقع شده است. قلم و بیان انسانها از نوشتن و گفتن فضایل و شمایل آنحضرت صلی الله علیه و سلم به تمام و کمال عاجز و قاصر است.
بعد از خدا بزرگ تویی قصه مختصر
در دهمین سال هجرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم با گروهی از یاران برای آخرین بار به زیارت کعبه معظمه رفتند، این حج را «حجة الوداع» نامیدند.
در اواخر صفر سال یازدهم هجری رسول گرامی صلی الله علیه و سلم بیمار شدند و هر روز بر شدت مریضی ایشان افزوده می شد. رسول اکرم صلی الله علیه و سلم یازده روز در حالت بیماری با اصحاب کرام رضی الله عنهم اجمعین نماز گزاردند و خودشان امام بودند ولی در روزهای آخر کاملاً ضعیف شده بودند طوریکه نمی توانستند برای نماز به مسجد بروند. رسول الله صلی الله علیه و سلم دستور دادند تا یار و همراه همیشگی اش، یعنی ابوبکر صدیق رضی الله عنه در جایگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم برای مسلمین امامت کند و حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه نیز به دستور رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در حیات آن حضرت صلی الله علیه و سلم ، هفده نماز را امام شدند.
آن حضرت صلی الله علیه و سلم در روزهای آخر حیات مبارکشان در ماه ربیع الاول، در خانة محبوبة خویش حضرت عایشه رضی الله عنها(دختر حضرت ابوبکر)بستری بودند. در آخرین لحظات حیات، حضرت جبرئیل امین علیه السلام آمده و به پیامبر صلی الله علیه و سلم بشارت دادند که تمام درهای آسمانها باز شده و تمامی فرشتگان در انتظار روح مبارک شما صف زده اند و درهای بهشت باز شده و حوریان زینت گرفته و در انتظارند و نیز بشارت دادند هیچ پیامبری به بهشت داخل نمی شود تا شما داخل شوید و هیچ امتی به بهشت داخل نمی شود تا امت شما داخل شود. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: اکنون قلب من آرام گرفت و غم و اندوهم برطرف شد. حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید: «در تمام این لحظات سر مبارک حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بر سینة من قرار داشت» آن حضرت صلی الله علیه و سلم رسالتشان را به اتمام رسانده و اصحابی گرانقدر تربیت نموده و جامعة اسلامی را بنیان نهاده و آئین اسلام را به اکناف عالم منتشر کرده بودند و دیگر چیزی جز لقای «الله جلّ جلاله» برایشان پسندیده تر و زیباتر نبود. روح بلند و مطهر آن حضرت صلی الله علیه و سلم در روز دوشنبه 12 ربیع الاول سال 11 هجری به معشوق و محبوب واصل شد و جهانی از فراق آن حضرت سوگوار شد.
خداوند منان به حبیب خود چنان ارزش و بهایی بخشید که با وجود گذشت بیش از هزار و چهارصد سال از حیات شریف آن حضرت صلی الله علیه و سلم نام ایشان بر زبانها جاری و یاد و محبتشان در قلبها سرشار می باشد و هزاران نفر از تمام نقاط جهان مرقد منور آن حضرت صلی الله علیه و سلم واقع در زیر گنبد سبز رنگ مسجد النبی را زیارت می کنند و هزاران هزار مؤمن و عاشق، در هر ساعت و لحظه از تمام اطراف و اکناف عالم بر روح پر فتوح آن رحمت عالمیان درود و سلام هدیه می کنند.
«اللهم صلي علي سيدنا محمد و آله و بارک و سلم عليه»
سلام